پلو لیسک و دکو و باقله غذای بسیار خوشمزه است که گاها با ماهی با ماست خورده میشه


ادامه نوشته

انواع خوردنی ها و نوشیدنیهای موجود در روستا

کنگر ماست

ادامه نوشته

شیخ علی ­ابن احمد الخطیب

اولین عالم معروف دوان در نیمۀ دوم سدۀ چهارم هجری قمری می­ زیسته است. نامش شیخ علی ­ابن احمدالخطیب، زادۀ روستای جُفتَق و معروف به «مُقری جُفتَقی» است. وی از مریدان و سالکان راه شیخ ابواسحق کازرونی، معروف به شیخ مرشد بوده و طبق گفتۀ محمودابن عثمان، مؤلف فردوس­ المرشدیه: روز و شب در متابعت از شیخ ­مرشد مشغول بوده است و در پای منبر شیخ نشستی و قرآن خواندی.در همین ایام به روستای دوان نقل مکان کرده و به رتق و فتق امور شرعیۀ مردم دوان پرداخته است. وی پیرو مذهب شافعی بوده و به پیروی از تعالیم شیخ مرشد در راه ارشاد مردم بسیار کوشا بوده است. افزون براین در تعلیم علوم دینی به دو فرزندش، محسن و عبدالرزاق، تا رسیدنشان به درجۀ اجتهاد از هیچ کوششی فروگذار نکرده است. اینان هر دو راه استاد خویش را پی گرفته و پس از او دو عالم بزرگوار و تأثیرگزار بوده ­اند.
شیخ علی­ ابن احمدالخطیب در سال ۴۴۱ هجری قمری در دوان درگذشت و در چهارطاقی بازمانده از دورۀ ساسانیان به خاک سپرده شد. از آن پس این مکان به «شیخ­ عالی» موسوم گشت. بر مزار وی سنگ گوری صندوقی قرار دارد که در چهار دیوارۀ آن به خط کوفی عباراتی نقر شده است. در دیوارۀ بالای سر نوشته شده است: «هذا قبر علی­ ابن احمدالخطیب نورالله قبره توفی فی شهر رمضان سنۀ احدی و اربعین (و اربعمائه). البته کلمۀ اربعمائه نوشته نشده اما با توجه به اینکه وی از مریدان شیخ ابواسحق بوده تاریخ درگذشتش باید ۴۴۱ هجری باشد (شیخ­ الحکمایی، عمادالدین، مجلۀ میراث جاویدان شمارۀ ۳، ۱۳۷۲).
شیخ علی ­ابن احمد الخطیب
اولین عالم معروف دوان در نیمۀ دوم سدۀ چهارم هجری قمری می­ زیسته است. نامش شیخ علی ­ابن احمدالخطیب، زادۀ روستای جُفتَق و معروف به «مُقری جُفتَقی» است. وی از مریدان و سالکان راه شیخ ابواسحق کازرونی، معروف به شیخ مرشد بوده و طبق گفتۀ محمودابن عثمان، مؤلف فردوس­ المرشدیه: روز و شب در متابعت از شیخ ­مرشد مشغول بوده است و در پای منبر شیخ نشستی و قرآن خواندی.
 در همین ایام به روستای دوان نقل مکان کرده و به رتق و فتق امور شرعیۀ مردم دوان پرداخته است. وی پیرو مذهب شافعی بوده و به پیروی از تعالیم شیخ مرشد در راه ارشاد مردم بسیار کوشا بوده است. افزون براین در تعلیم علوم دینی به دو فرزندش، محسن و عبدالرزاق، تا رسیدنشان به درجۀ اجتهاد از هیچ کوششی فروگذار نکرده است. اینان هر دو راه استاد خویش را پی گرفته و پس از او دو عالم بزرگوار و تأثیرگزار بوده ­اند.
شیخ علی­ ابن احمدالخطیب در سال ۴۴۱ هجری قمری در دوان درگذشت و در چهارطاقی بازمانده از دورۀ ساسانیان به خاک سپرده شد. از آن پس این مکان به «شیخ­ عالی» موسوم گشت. بر مزار وی سنگ گوری صندوقی قرار دارد که در چهار دیوارۀ آن به خط کوفی عباراتی نقر شده است. در دیوارۀ بالای سر نوشته شده است: «هذا قبر علی­ ابن احمدالخطیب نورالله قبره توفی فی شهر رمضان سنۀ احدی و اربعین (و اربعمائه). البته کلمۀ اربعمائه نوشته نشده اما با توجه به اینکه وی از مریدان شیخ ابواسحق بوده تاریخ درگذشتش باید ۴۴۱ هجری باشد (شیخ­ الحکمایی، عمادالدین، مجلۀ میراث جاویدان شمارۀ ۳، ۱۳۷۲).

با تشکر از آقای گاگار احسایی

نام­گذاری کوچه­ های دوان


در بهمن ماه 1389 بنا به پیشنهاد  بخشداری مرکزی کازرون و با اقدام دهیار دوان (آقای شهباز محمدزاده) و عضو شورای  اسلامی دوان (آقای مهدی غلامی) دو جلسه با حضور تعدادی از مردم نیک­اندیش دوان در  سالن امامزاده شاه­سلیمان برگزار گردید. طی این جلسات نام­های پیشنهادی که از سوی آقای  عبدالنبی سلامی ارائه شده بود به معرض بحث و گفتگو گذاشته شد. در این گفتگو معابر  دوان در چهار عنوان عمومی به نام­های « گُذر، کیچَه، گُریک و مِیدون» تقسیم­بندی  شد و تمامی معابر با نام­های برگرفته شده از واژه­های اصیل و زیبای دوانی صاحب نام  شدند. به زودی همۀ بازدید کنندگان از دوان با این نام­ها آشنا خواهند شد.

ادامه نوشته

سخوک

گویش دوانی ..........................................................................پارسی
 مردمون دونی قدرِ یَه مالی بِدَنی..............................مردم دوان قدر یکدیگر خیلی بدانید

که اَ ری مُلک جهو هِچ کَه ش نی مثله دِوَنی..........که در ملک جهان هیچ کس مثل دوانی نیست

خاطِرِت مالی عزیزا خِی خِوم کاکِه ی خُوم................خاطرت خیلی عزیز است خواهرم برادرم

همکلاسی مَه و هُمبازی و هُمساده ی خُوم.............همکلاسی ام همبازی ام و همسایه ام

تو کِت اَ مهرُ و وفا بَهره هِه وُ لطف وُ صفا.............................تو که مهر و وفا داری و لطف و صفا

خاک غربت بتِکِن اَ خُوت وُ وا گرد اَ وِلات............................خاک غربت را رها کن و به دوان برگرد

او کسی که دِوَنی بو وُ دُوو دَرک بکو..........................کسی که دوانی باشد و دوان را درک کند

خاک بِگونَه نِمه گی که دُوو ترک بکو.......................خاک ببیگانه را نمی گیرد تا دوان را ترک کند

هر کی کِش پُرس کِه اَشِت.....................هرکس ازت پرسید

کِت اَ کو هِه جاهُ و جلال..............که اهل کجایی

بِگَه زادگاهُم دُوونا که خَتیسِه مُل جلال...بگو زادگاهم دوان است که ملا جلال در انجا خسبیده

که اگر او اهل خرد بو وُ فرهنگ غَنی................................اگر او اهل خرد و فرهنگ غنی باشد

مِگَه جونُم دِوَنی پُک وجودُم دِوَنی............................میگوید جانم دوانی مه ی وجودم دوانی

اگر آدم اَ دوو بو خوراکش نو وُ ماس......................اگر ادم دوان باشد خوراکش نون و ماست

بهتر اَ مرغ و مُسّمای نیو یورک و دالاس......... بهتر است از مرغ و مسمای نیو یورک و دالاس

شهر و شهری چیِنا هِچ نی به جز خینُ و جِگَر...............شهر و شهری چیست جز جگر خونی

دومنه دشت و بیابو خَشِه وُ کوه و کِمَر...............پایینه دشت و بیابون خوش است و کوه و کمر

ساتی پِش اَ ایکه تُغه ی اُفتو بو اَ در..........................ساعتی پیش از این که آفتاب طلوع کند

وَر کِشا پاشنه ی مُلکی بِزَه اَ خونه اَ دَر..........پاشنه ی ملکی ات را بالا بزن و از خانه برون شو

فَروَدین رَد بی وُ طِی بی اَمه اردیبهشت................................فروردین گذشت اردیبهشت آمد

هر جُو اَ خاک دُوو رو مِکُره اُونگُوری بهشت...........هرجای دوان که نگاه کنی مانند بهشت است

اُونگُوری برق گُذَشتا اَمِه خرداد و تیر.......................................مثل برق گذشت خرداد و تیر آمد

یَه صِدُوی مالی خَشی خا اُ گُشُم اَ رَهِ دِر.........یک صدای خیلی خوش به گوشم خورد از راه دور

اَنجی رَسنوکِش خوَر دا که سخوک اَمِسِه دَر.......انجیر رسنوک خبر داد که سخوک بیرون آمده

مِه گَتا هر کسی اَن غُروَتا وا گَردِت اَ پَس..................میگوید که هرکس در غربت است بازگردد

او غَلا سُوزِکی که پار بُشه واگَشتِسِه پس.........آن کلاغ سبزی که پارسال رفت بازگشته است

اَن کله کوچی مِکِشِت تازه نفس................................روی درخت انجیر نفس تازه میکند

شعر از جناب آقای خرمائی

با سپاس فراوان از آقای توماج حقیقی



مکانهای متبرک در روستای دوان

امامزاده شاه سلیمان

ادامه نوشته

مراسم محرم در روستای دوان ثبت معنوی شد


به گزارش خبرگزاری فارس از شیراز، مراسم محرم در روستای  طبیعی، تاریخی دوان شهرستان کازرون در فهرست میراث معنوی ایران قرار گرفت.

با ثبت این آیین، جمع مواریث معنوی شهرستان کازرون در فهرست میراث معنوی کشور به سه آیین رسید.

برگزاری مراسم عاشورا در شهر کازرون و دولچه‌دوزی در این شهرستان به عنوان دو اثر معنوی، پیش از این در فهرست میراث معنوی ایران قرار گرفته بود.

شهرستان کازرون یکی از کهن‌ترین شهرهای ایران و فارس به‌شمار می‌رود که دارای تنوع فرهنگی و آیینی ویژه است، به طوری که امروزه بیش از 230 اثر تاریخی این شهرستان در فهرست میراث تاریخی ایران قرار گرفته است.

این روستا از جمله روستاهای با قدمت تاریخی فرهنگی در فارس و ایران بوده که در این اواخر نیز در فهرست روستاهای هدف گردشگری قرار گرفته است.

روستای دوان در 12 کیلومتری شمال شهر فعلی کازرون قرار گرفته است.

از جاذبه‌های گردشگری این روستا معماری و بافت منسجم، قبرستان‌های تاریخی و کتیبه‌های مزین به خط کوفی و بقاع متبرکه (امامزاده شاه سلیمان و علامه دوانی)، حمام تاریخی دوان (موزه محلی)، تاکستان‌های پلکانی، زبان، گویش، آداب و آیین‌‌های ویژه آن را می‌توان ذکر کرد.

دوانی‌ها هر ساله به یاد عاشورای حسینی مراسم ویژه‌ای را به جا می‌آورند که در نوع خود جالب و قابل توجه است.

تب و تاب عاشورا از روزهای قبل از شروع محرم در میان مردم به وجود می‌آید و آنهایی که نذر دارند در تدارک لوازم و مواد اولیه آش و نذورات خود بر می‌آیند و به ساخت وسایل سینه‌زنی نظیر دمام و پرچم و ... می‌پردازند و تمام کوچه‌ها را غبارروبی و محل‌های عزاداری را سیاه‌پوش می‌کنند.

در دوان دو محله وجود دارد که محله پایین و بالا نامیده می‌شود.

مراسم عاشورا از قدیم‌الایام در این دو محله به طور جداگانه اجرا می‌شده و تا به امروز نیز ادامه دارد.

اهالی محله بالا پس از مدتی از عزاداری در محل خود به محله پایین می‌روند و اهالی محله پایین نیز همزمان به محله بالا می‌روند و جابه‌جا می‌شوند و بدین نحو در هر دو محله هیئت عزاداران به سینه‌زنی و نوحه‌سرایی می‌پردازند.

سینه‌زنی از شب هفتم شروع می‌شود و گروه سنج و دمام‌زن در محل تجمع شروع به نواختن سنج و دمام می‌کنند و بدین وسیله ندای گرد آمدن اهالی برای اجرای مراسم سینه‌زنی را سر می‌دهند.

با نواختن سنج و دمام مردان و زنان به محل تجمع می‌روند و تجمع مردم محله پایین در میدان کنار بقعه شاه سلیمان و تجمع مردم محله بالا در میدان کنار مسجد اسفندیاری (مسجد جامع دوان) صورت می‌گیرد.

محل تجمع عزاداران، میدانی است که وسط آن را سه دایره متحدالمرکز به فاصله چند متر تشکیل می‌دهد که به وسیله رنگ خط‌کشی شده است.

دایره کوچک‌تر که در مرکز قرار گرفته محل سینه‌زنی کودکان، دایره دوم محل سینه‌زنی جوانان و دایره سوم که بزرگ‌تر است به بزرگان و ریش‌سفیدان اختصاص دارد.

قبل از آمدن سرخون (تکخوان یا نوحه‌خوان)، یک نفر که صدایش خوب است، اشعاری را می‌خواند و بقیه جواب می‌دهند.

این اشعار در یک تا دو بیت خلاصه می‌شود و سینه‌زنان در حالی که هر یک با دست چپ کمربند نفر سمت چپ خود را گرفته‌اند در یک دایره قرار می‌گیرند و هر چه افراد بیشتر شوند محیط دایره بزرگ‌تر می‌شود.

شب عاشورا علاوه بر اینکه مردان در میدان سینه‌زنی تجمع می‌کنند، زنان نیز در خانه عهده‌دار مراسم عاشورا در پای گهواره علی اصغر که با پارچه‌های رنگین تزیین شده است به عزاداری مشغول می‌شوند و عده‌ای نیز به پختن آش نذری می‌پردازند.

در گذشته در این روستا مراسم تعزیه‌خوانی برپا بوده که با ممنوعیت تعزیه و تعزیه‌گردانی، این سنت نیز در دوان فراموش شد.

پس از ممنوعیت تعزیه در دوان، مردم کتلی می‌گرفته‌اند که کاروان عظیمی بوده و پیشاپیش دسته‌های سینه‌زنی به حرکت در می‌آمده است.

در کتلی اسب‌های بسیاری را با پارچه‌های رنگین تزیین می‌کرده‌اند و بر هر کدام نوجوانی که لباسی سیاه بر تن داشته سوار می‌کرده‌اند که نشان دهنده اهل بیت بعد از اسارت بوده است و این سنت نیز در اثر گذشت زمان به فراموشی سپرده شد.

البته تعزیه‌خوانی شهر کازرون نیز در سال‌های گذشته در فهرست آثار معنوی ایران جای گرفت.

با روی کار آمدن نسل جدید  و مهاجرت اکثر اهالی ساکن در این روستا برخی از سنت‌های مختص محرم که در گذشته انجام می‌گرفت رو به فراموشی و یا در حال کمرنگ شدن هستند، از این رو ضرورت ثبت این سنت‌ها که در حال منسوخ شدن و تغییر شکل است احساس می‌شود.

تنها وظیفه مهم کسانی که برای فرهنگ و آداب و رسوم دل می‌سوزانند آن است که آنها را را ضبط و ثبت کنند.

تاکنون 18 میراث معنوی استان فارس در فهرست میراث معنوی کشور به ثبت رسیده است که مراسم محرم در روستای تاریخی دوان در شهرستان کازرون در کنار مراسم تعزیه‌خوانی صحرارود فسا، خمیه‌های برافراشته زرقان در همایش سراسری ثبت آیین‌های عاشورایی کشور که در روزهای 21 و 22 آذر ماه سال جاری در مازندران برگزار شد، در فهرست میراث معنوی کشور قرار گرفت.


ادامه نوشته

زندگینامه: علی دوانی (1308-1385)


علی دوانی در 23 ربیع‌الثانی 1348 قمری برابر با 5 مهر 1308 شمسی در روستای دوان، واقع در شمال کازرون به‌دنیا آمد.

در هفت سالگی همراه با خانواده از دوان به آبادان مهاجرت کرد. تحصیلات ابتدایی را در آنجا گذراند و سپس به آموزشگاه فنی شرکت نفت وارد شد.
در سن 14 سالگی بر اثر شور و شوقی که به تحصیلات حوزوی داشت، به نجف اشرف رفت و به‌مدت پنج سال و نیم از محضر استادان و فضلای آنجا تلمذ کرد. در 1327 شمسی به کشور بازگشت و در همان سال با خاندان آیت‌الله آقا احمد آل‌آقا نهاوندی (از نوادگان وحیدی بهبهانی) وصلت نمود و در قم سکونت گزید.

علامه دوانی از اوایل دهه30 به نگارش مقالاتی علمی ـ دینی در نشریات مذهبی قم پرداخت و در 1331 شمسی نخستین کتابش را به نام شرح زندگی جلال‌الدین دوانی تألیف کرد و سه سال بعد آن را به چاپ رسانید. سه سال بعد کتاب شرح زندگانی استاد کل آقامحمدباقر بهبهانی، معروف به وحید بهبهانی را منتشر ساخت که مورد تشویق بی‌سابقه آیت‌الله بروجردی قرار گرفت و به خواهش آن مرجع بزرگ، جلد سیزدهم بحارالانوار علامة مجلسی را با مقدمه و پانویس‌های جامع و مبسوط، با نام مهدی موعود در سال 1339 انتشار داد که تاکنون بیش از 30 بار به‌چاپ رسیده است.
رشتة اصلی فعالیت علمی علامة محقق، شرح حال نگاری علما و دانشمندان شیعه بود که آن را علاوه بر کتب یاد شده، به صورت سلسله مقالاتی تحت عنوان «مفاخر اسلام» در مجلة دینی و علمی مکتب اسلام ـ که نخستین مجله علمی حوزه علمیه قم به‌شمار می‌رفت ـ درج می‌کرد و سپس آنها را با شرح و بسط و اضافاتی به صورت دوره مجلدات مفاخر اسلام منتشر نمود که تاکنون ده جلد آن چاپ و منتشر شده است. ساختار و سبک نگارش مفاخر اسلام، متمایز با آثار مشابه قدما بود.

به تعبیر مقام معظم رهبری (دام ظله) «علامه دوانی علم رجال را از دانشی تخصصی و ویژه اهل فن، به دانشی عمومی تبدیل کرد و در دسترس همگان قرار داد». وی در معارف اسلامی به‌ویژه رجال و تراجم، تاریخ اسلام، سیره معصومین (ع) و نیز موضوعات مهدویت و نهضت‌های اسلامی در ایران، صاحبنظری کم‌نظیر بود و اطلاعات وسیع و تتبعات فراوانی داشت.
وی صدها مقاله، مصاحبه و سخنرانی در نشریات گوناگون و رسانه از خود به یادگار گذارد. آن فقید سعید پس از انقلاب اسلامی به صورت استاد میهمان در چند دانشگاه، از جمله دانشگاه تهران، دانشگاه امام صادق (ع) و دانشگاه امام حسین‌ (ع) به تدریس تراجم رجال، تاریخ اسلام، سیره معصومین (ع)، و جنگ‌های صدر اسلام پرداخت و در 35 کنگره بین‌المللی داخل و خارج کشور سخنرانی کرد و به مناسب اعیاد و وفیات مذهبی و یا مناسبت‌های تاریخی در گفت‌و‌گوها و میزدگردهای صدا و سیما شرکت نمود.

علاوه بر این گفتارها، علامه دوانی در کنار تحصیل و پژوهش در تمام سال‌های عرم خویش، در شهرهای مختلف داخل و خارج از کشور، به ویژه چندین سال در کویت و دو سال در آلمان (برلین) و یک بار در اتریش (وین) در ایام مذهبی به منبر رفت. منابر ایشان محققانه، آموزنده و به دور از تکلف و فضل‌فروشی بود و مشتاقان فراوانی داشت. از آغاز سال 1358 شمسی به دلیل عارضة کسالت، منبر را به مدت ده سال ترک کرد و سپس به دعوت مراکز متعلق به بسیج، سپاه، ارتش، شهدا و جانبازان، گهگاه منبر را می‌پذیرفت.
آن مرحوم در عین احترام کامل و پایبندی به اصول، ارزش‌ها و آداب اصیل روحانیت شیعه، اندیشه‌ای نوگرایانه داشت و برای اصلاح حوزه، تلاش فراوانی نمود. به‌همین منظور در سال 1337 شمسی به همراه جمعی از فضلای حوزه، مجله مکتب اسلام را تأسیس کرد و در 1343 شمسی در تأسیس «دار التبلیغ اسلامی» مشارکت فعال نمود. هدف ایشان آن بود تا نسل جدیدی از طلاب آشنا با دانش‌های حوزوی و دانشگاهی پرورش یابند که نه فقط با جریان‌های فکری و فلسفی معارض، که محیط فرهنگی جامعه، به‌ویژه طیف‌های دانشجویی را به شدت تهدید می‌کرد مقابله نمایند، بلکه پاسخگوی نیازهای امروز در پنج قاره جهان باشند.
علامه دوانی سرانجام پس از یک عمر فعالیت و مجاهدت بی‌وقفه، در شامگاه عید سعید غدیر 1347 قمری، برابر با 18 دی 1385 در سن 77 سالگی به لقاء‌الله پیوست [درگذشت شیخ علی دوانی؛ مورخ صاحب نام] و پس از تشییع با شکوه در صحن عتیق حضرت معصومه (س) در شهر مقدس قم که آرزوی دیرینش بود به خاک سپرده شد.


ادامه نوشته

جلال‌الدین دوانی


علامه جلال‌الدین محمد دوانی (830 قمری - ۹۰۸ قمری) حکیم، متکلم بزرگ اسلامی و دانشمند بزرگ قرن نهم و عصر تیموریان، متولد دوان از توابع کازرون، مشهور به محقق بود.

زندگینامه

پدرش سعدالدین اسعد، از شاگردان محقق مشهور «میر سید شریف جرجانی» بود و در کازرون به تدریس علوم دینی و قضایای شرعیه اشتغال داشت. علامه در زمان صفویان به سنت شیعه پیوست. در کوه‌های سربه فلک کشیده شمال دوان، غاری موجود است بنام غار «مُل جلال» (ملاجلال) که ایشان در این غار مطالعه و عبادت می‌کرده‌است. آرامگاه وی نیز در دوان قرار دارد که بنام «شیخ عالی» مشهور است.

علوم مقدماتی را نزد پدرش در زادگاهش آموخت و سپس برای تکمیل علوم به دارالعلم شیراز آمد و در رشته‌های مختلف فلسفه، ریاضی، کلام و منطق از محضر حکما و دانشمندان استفاده نمود و حکمت و فقه و اصول و تفسیر و حدیث و ادبیات عرب و عجم را یاد گرفت و بعد به تدریس مشغول شد.

جلال الدین پیرو مذهب شافعی و از نظر اصول عقاید، اشعری بوده‌است. ولی کم کم به مذهب شیعه اثنی عشری گروید، رسالۀ نورالهدایه دلیلی بر این مدعاست.

همانگونه که خواجه نصیرالدین توسی علوم عقلی و فلسفی را در دورة مغول احیاء نمود، دوانی نیز آنرا در دوره تیموری احیاء کرد. دوانی با شرح خود بر هیاکل النور سهروردی، رونقی دوباره به حکمت اشراق بخشید.[۱] ملاصدرا در آثار خود -از جمله اسفار- بارها از او با تجلیل یاد نموده‌است.[۲] وی در روز سه شنبه نهم ربیع الاول ۹۰۸ قمری در دوان درگذشت و همانجا مدفون گشت.[۳]

از جمله شاگردان او می‌توان از مقدس اردبیلی نام برد.

رباعیات

وی نکات فلسفی، عرفانی و کلامی را در قالب ۵۲ رباعی در کتاب شرح الرباعیات خود آورده‌است. از رباعیات فلسفی عرفانی اوست:

ای در قدم و حدوث عالم حیران
پیوسته میان این و آن سرگردان
رمزی بشنو به توست قائم دو جهان
پیش ازتو و بعدازتو نه این هست ونه آن [۴]
هستی تو به ذات و ما به تو هست نما
الّه چه تفاوت ز کجا تا بکجا
هستی تو غنیّ مطلق و خلق گدا
دارند ز تو وجود و از خویش فنا [۵]
رو رخت طلب به ساقی کوثر کش
از کوثر کثرت می‌وحدت درکش
لا یَظمأ اصلاً ابداً شاربُها
رمزی است از این می‌ار توانی درکش [۶]

تالیفات

جلال الدین بیشتر از ۶۰ کتاب در علوم مختلف عقلی و نقلی (تفسیر، فلسفه و کلام، منطق، فقه و اصول و حدیث، هیئت و هندسه و ریاضی اخلاق و ادبیات فارسی و علوم غریبه) نوشته‌است از جمله آثار او:

  • کتاب «شرح عقاید عضدی» را که از آثار مهم اوست.
  • کتاب «خلق الاعمال» در کلام
  • رساله «زوراء» در حکمت
  • اثبات واجب قدیم
  • خلق افعال
  • عرض لشکر
  • شرح الرباعیات،
  • شرح یکی از غزل‌های حافظ
  • کتاب «نورالهدایه فی اثبات الامامه» به فارسی که در اواخر عمر به تحریر در آورده‌است. و یکی از شواهد تشیع جلال الدین.

ادامه نوشته

محصولات کشاورزی در روستای دوان

کشاورزی در دوان عمدتا بشکل دیمی صورت می گیرد بدلیل کمی باران و زمین نامرغوب. محصولات آن در دوره‌های پیشتر گندم، جو گاهی نخود و عدس بوده است.همچنین باغات انگور، گلابی، انار و انجیر در دوان بوفور موجود بوده است. در اين روستا زيتون كاري انجام شده است و از نكات جالب مي توان به وجود زيتون سياه در اين روستا اشاره كرد.

ادامه نوشته