چشمه های دوان...
اين چشمه ها كه همگي در سمت جنوب و جنوب شرقي روستا واقع اند...

برای اطلاعات بیشتر به ادامه مطلب مراجعه فرمایید...
اين چشمه ها كه همگي در سمت جنوب و جنوب شرقي روستا واقع اند...

برای اطلاعات بیشتر به ادامه مطلب مراجعه فرمایید...
از طرف دیگر چون گله های خود را به چرا میبرند،نیاز بود که در مکانهای با فاصله زیاد از چشمه های موجود،آب مهیا کنند و چاره را در ساختن آب انبار در مناطق مختلف دیدند.
براساس بررسیهای میدانی و محلی تعداد 32 آب انبار در روستا موجود میباشد که نام تعدادی از آنها در ادامه مطلب آورده شده است...

هر طایفه از مجموع چند سو تشکیل میشود طایفه های دوازده گانه در دو محل سکونت داشته اند.
درهر محله نیز جای هر تیره یا سو مشخص بوده.
این امر در رابطه با قبرستانهای هر طایفه نیز صادق بوده امروزه در اثر تغییر و تحولاتی که در روستا رخ داده تا حدودی بهم خورده است اما باعث نشده که کسی ندونه از کدوم طایفه است زیرا تعیین طایفه هرکس از سمت پدری است و هر کسی براحتی میتواند طایفه و حتی سو یا تیره خود را بداند...

اطلاعات کامل را در ادامه مطلب بخوانید...

برای خوندن شعر به ادامه مطلب مراجعه کنید...
اَسی لاغِی بَریکِ گُل تو سوم غَم، دِلُم ﻣـِ – ِسو
سی گُلجُی خُشکی کِش نی تِلِّیی شُونَم، دِلُم ﻣـِ – ِسو
سی تیلاکِ گُجیشکی کَن تو باد˚و تیش سِرَ ـَ لوها
تو دید˚کَرّی نِفَسگیر بَلا هَردَم، دِلُم ﻣـِ – ِسو
تو دُنیُی کِت نی اُمّیدِ گُذَر اَ ـَ تَنگِ شُو، هَر شُو
خُدا ﻣِ – ِـدو کَ سی اِنسون و سی آدَم، دِلُم ﻣـِ – ِسو
دِلی کِت نا تو پاتیل غَم و خین، خین اَ دِل ﻣِ – ِـچی
دِل عالم پُر اَ ـَ غَم، اَ ـَ غَم عآلَم، دِلُم ﻣـِ – ِسو
چیشی کَن هَرجُ مُفتِت غِیر ناهُمسون نِمِـ – ِویتا
اَسی سَدها چیش پُر غِیز و پُر اَ ـَ نَم، دِلُم ﻣـِ – ِسو
زَمونیمو نَوی غَم، دُورِی سِر بی وُ سَرداری
اَسُ کو سِر وُ سَرداری، سی جام جَم، دِلُم ﻣـِ – ِسو
مِی دِلسـُ ـُ تَ اَن هَرجُ، دَمی اینجُ، دَمی اونجُ
اَجَو نی« اُم نَوی» دِل کو، کَ سی خُم هُم، دِلُم ﻣـِ – ِسو..
del-om me:su
برای شاخۀ باریک گل در سرمای شدید (غم)، دلم می سوزد
برای جای خشکی که برآن قطرهای شبنم نمی بارد، دلم می سوزد
برای جوجه گنجشکی که در باد و آتش سرگردان است
درون دود غلیظ نفسگیر بلا هردم، دلم می سوزد
در دنیایی که امید گذشتن از شب نداری، هر شب
خدا می داند که برای انسان و آدم، دلم می سوزد
دلی که در پاتیل غم و خون گذاشته شود، خون به دل می نشیند
دل عالم پر از غم است، برای عالم، دلم می سوزد
چشمی که به هر جا می افتد (می نگرد)، جز نابرابری نمی بیند
برای صدها چشم پر از غم و اشک، دلم می سوزد
زمانی غم نداشتیم، دورۀ سر بود وسرداری
حالا کجاست سر و سرداری، برای جام جم دلم می سوزد
من دلسوخته در هرجا، گاهی اینجا، گاهی آنجا
تَدو = سوسک
گا = گاو
موری = مورچه
رِوَ = روباه
کوگ = کبک
کَموتَر = کبوتر
کُروَک = قورباغه
مِیگ = ملخ
کَروَ = مارمولک بزرگ
کَرِک = بزغاله
کُر خَر = کره الاغ
قَلا = کلاغ
قاتِر = قاطر
شیش = شپش
سگ تورَ = شغال
پَرپَروک = پروانه
اسپ = اسب
بَرَ = گوسفند
بِرَ = بره
بَشوش = اردک
بیفکور = جغد
میشکِ شوپَر = خفاش
گُجیشک = گنجشک
مُر = مرغ
چیکِک = جوجه
چِل دست و پا = هزارپا
چولَ = خارپشت
دُم دُموک = سنجاقک
زِج = جوجع تیغی
گُلو = گربه
مِیی = ماهی
میشک = موش
مِیمین = میمون
میش کَرَ = موش صحرایی
میشک شُو پَر = خفاش
برای دیدن عکسها روی ادامه مطلب کلیک کنید
این کتاب از اولین کتابهای هست که در سالهای1370/71 توسط دکتر لهسائی زاده و جناب عبدالنبی
سلامی به رشته تحریر در آمدو درباره موقعیت جغرافیایی و قدمت , ادبیات و آداب و رسوم مردم روستا
حرفهای دارد و کتاب بسیار خوبی هست برای نسلهای آینده...

در روستای دوان دو حمام عمومی وجود داشته که به حمام قدیم و جدید معروف بودند هر دو حمام بخاطر وجود آب در ظلع شرقی روستا قرار گرفته اند یکی از حمام ها که جزی از آثار تاریخی روستا هست در سالهای 84،85 بازسازی شده و تبدیل به موزه شده است عکسهای زیر نمایی از معماری حمام قدیمی بعد از پاکسازی را نشان میدهد...

انواع نان های دوان:نان نازک،نان بَل بَل،نان میشتک،نان خطکی(نان با آرد بلوط)،گرده...
